تبليغاتX
* زمزمه های احساسم *

* زمزمه های احساسم *

اگر به خانۀ من آمدی ... برای من ای مهربان؛ چراغ بیاور!

ناز کمتر کن

تلألو میکند چشمت  بسان  ماه  در دریا

که نازش میکشد دل را گهی درخواب یارویا

تنت سیمینه رسم است ماه من یکدم درخشش کن

رقابت میکند حسن تو یوسف وار در هر  چاه

شهادت میدهد پیغمبری چشمت به میزانم

بود تائید این مصرع در یاسین و در طاها

***

 قضا وت میکنند مردم  به عشقت این چنین یارا

 که من مجنون دورانم به صحرایم تویی لیلا

نگاهت  اشعهء ماه است در شبهای تار من

خدای من مگیر از من به عمرم   این تجلا را

طلسمم میکند زلفِ سیاه پیچ درپیچت

تو ای جادوگر دوران چه داری همرهِ دلها

پریروی خیالاتم سهی سرو غرور من

دوای  درد من مهرت شده ای مهجبین جانا

مرا باریست  اندوهت، خدا را ناز کمتر کن

 { کجا دانند حالِ ما سبکباران ساحلها }

 ظفیر- ۵/۴/۲۰۰۸

 

 

 

 

 

+نوشته شده در Sun 6 Apr 2008ساعت0:44توسط ظفیر | |